قاصدك
قاصدك اومده بود تا نامه اي رو به فرشته ي دنيا برسونه.قاصدك از چييزايي كه تويه نامه نوشته بود اصلا خبرنداشت چون اگه مي دونست چي اون تو نوشته هيچ وقت نامه رو به مقصد نمي رسوند. وقي نامه رو به فرشته داد و فرشته نامه رو خوند يه نگاهي به قاصدك كردو با دستش اشاره اي كرد. بعد از چند لحظه دو موجود هولناك قاصدك رو با زنجيربه زمين بردن و به اون گفتن طبق نامه اي كه آوردي تو به جرم پرواز در محدوده ي فرشتگان محكوم به زنداني شدن در دنيا هستي و تنها با اجازه فرشته ي مرگ آزاد مي شوي



0 Comments:
Post a Comment
<< Home